هر روز که میگذشت بیشتر دوستش داشتم
هر روز که میگذشت بیشتر دلتنگش میشدم
اونقدر محبت براش تو سینه داشتم که باورش براش غیر ممکن بود
نمیدونم شاید من همونی نباشم که او منتظر باشه
اما...
پس من چه؟؟؟
احساس من چه؟
خیلی بی انصافیه بی تفاوت از کنار احساس کسی رد شوی
من هنوز هستم باز محبتی تو سینه دارم که غیر قابل توصیفه
برام مهم نیست که او چه حسی دارد.
اما اینو میدونم که من حق اینو دارم که دوستش داشته باشم
هر چند او بی تفاوت هست نسبت به احساس من
نظرات شما عزیزان:
|